خود ناسازگاري (self incompatability)
اصطلاح خود ناسازگاري در مواردي به كار برده مي شود كه دانه گرده يا لوله گرده يك گياه نتواند روي كلاله يا خامه همان گياه رشد كرده و سبب باروري شود. نظام هاي خود ناسازگار نبايد با نرعقيمي اشتباه گرفته شوند. در نر عقيمي، نرعقيمي عدم توليد بذر در اثر اختلالات كروموزومي يا اختلالات عمده فيزيولوژيكي در گامت هاي نر و ماده است.
Pandey نشان مي دهد كه پديده خود ناسازگاري در78 خانواده از گياهان نهان دانه و لاين هايي كه از نظر ژنتيكي تكامل پيدا كرده اند وجود دارد. تعداد گونه هاي خود ناسازگار به بيش از 3000 گونه تخمين زده شده است. خود ناسازگاري سبب شده است كه گروهي از گياهان از قبيل لگوم ها، ميوه جات و سبزيجات از نظر محصول با يكديگر رقابت كنند. به علت خود ناسازگاري در سيب و گلابي قبل از آن كه بتوانند محصول خوبي بدهند، لازم است كه داراي بيش از يك ژنوتيپ باشند.
به طور كلي سيستم هاي خود ناسازگار به دو گروه اصلي هترومورفيك (Heteromorphic) و همومورفيك (Homomorphic) تقسيم مي شوند. گروه همومورفيك خود به دو گروه گامتوفيتيك(Gametophytic) و اسپورفيتيك(sporophytic) تقسيم مي شود.
خود ناسازگاري هترومورفيك:
اين نظام به طول نسبي ميله پرچم و خامه بستگي دارد. اين نظان در گياه پامچال (Primula sinensis) بررسي شده است. در اين گونه يك فرم از گياهان داراي خامه هاي بلند و پرچم هاي كوتاه بوده و پين(pin) ناميده مي شوند. فرم ديگر گياهان اين گونه داراي خامه هاي كوتاه و پرچم هاي بلند بوده و تروم(thrum) ناميده مي شوند.
ژنوتيپ پين ss و ژنوتيپ تروم Ss مي باشد. ژن S كاملا بر ژن s غلب است.
تلاقي هاي پين× پين (ss×ss) و تروم× تروم (Ss× Ss) ناسازگارند. بنا بر اين ….. با ژنوتيپ SS و ss
بوجود نمي آيند.
خود ناسازگاري گامتوفيتيك:
اين پديده اولين بار در يكي از گونه هاي تنباكو مشاهده شد. سپس در شبدر سفيد و شبدر قرمز نيز ديده شد. يك سري آلل در يك لوكوس قابليت رشد دانه گرده را كنترل مي نمايند. اين آلل ها را با حروفS1 ،S2 ،…و
Sn نشان مي دهند. بافت خامه گياهان ديپلوييد داراي يك جفت آلل از سري آلل ها مي باشد. در ريخته ارثي يك دانه گرده فقط يكي از اين آلل ها وجود دارد. وقتي كه آلل ريخته ارثي دانه گرده، مشابه يكي از آلل هاي بافت خامه باشد ، رشد لوله گرده در آن خامه متوقف مي شود. در يك گياه ديپلوييد دو نوع گامت از نظر ژنوتيپ به وجود مي آيد كه آلل هاي اين دو نوع گرده مشابه يكي از آلل هاي خامه گياه مي باشد.
در نظام گامتوفيتيك، روند تلاقي هاي متقابل متفاوت مي باشد ولي اگر والدين داراي آلل مشتركي باشند ژنوتيپ فرزندان مشابه نخواهد بود. در اين نظام قدرت رشد دانه بستگي به ريخته ارثي آن دارد نه به ژنوتيپ گياهي كه آن را توليد مي كند.
خود ناسازگاري اسپورفيتيك:
در اين نظام يك سري آلل در يك لوكوس خود ناسازگاري را كنترل مي كنند. در نظام اسپورفيتيك فرض شده است كه غالبيت در دانه گرده ازS1 به S4 كاهش يافته و در ژنوتيپ خامه غالبيت وجود ندارد.
دقت نماييد كه در سيستم اسپورفيتيك، برخلاف نظام گامتوفيتيك اگر يك آلل مشترك بين ريخته ارثي والدين وجود داشته باشد، روند تلاقي معكوس متفاوت بوده و ممكن است فرم هاي هموزيگوس در فرزندان مشاهده شود. به نظر مي رسد كه اختلاف بين سيستم اسپورفيتيك و گامتوفيتيك بستگي به زمان توليد مواد شيميايي همراه باعكس العمل خود ناسازگاري دانه گرده دارد. زيرا اين حادثه در سيستم گامتوفيتيك دير و در سيستم اسپورفيتيك زود توليد مي شود.
فيزيولوژي خود ناسازگاري:
مطالعات سيتولوژيكي نشان داده است كه به سه طريق ممكن است خود ناسازگاري ايجاد مي شود:
(1) جوانه زدن گرده متوقف مي شود.
(2) جوانه زدن گرده معمولي است ولي رشد لوله گرده در خامه متوقف مي شود.
(3) رشد لوله گرده طبيعي است و گامت هاي نر به گامت هاي ماده مي رسند ولي بذر توليد نمي شود. مثلا در كاكائو (theobroma cacao) هسته جنسي نر با هسته هاي … تركيب نمي شود. اساس فيزيولوژي خود ناسازگاري، دربعضي موارد شبيه عكس العمل هاي آنتي ژن- آنتي بادي باشد.
روش هاي از بين بردن خود ناسازگاري:
در گونه هايي كه به طور عادي خود ناسازگار هستند، توانسته اند از طريق موتاسيون مصنوعي آن ها را تغيير دهند. در نظام خود ناسازگاري گامتوفيتيك اين كار ساده تر از نظام اسپورفيتيك انجام مي شود. گاهي اوقات جابجا كردن قسمتي از بافت خامه يا انجام يك سري اعمال مكانيكي مثل استفاده از حرارت و سرما و كاربرد آن بر روي خامه سبب خود باروري شده است.
منابع:
(1) اهدايي، دكتر بهمن. اصلاح نبات. 1381. انتشارات بارثاوا
(2) فرشادفر، دكتر عزت الله. مباني ژنتيك گياهي. انتشارات جهاد دانشگاهي تبريز
(3) فرشادفر، دكتر عزت الله. ورش شناسي اصلاح نباتات. 1376. انتشارات طاق بستان
(4) فارسي، محمد. مباني اصلاح نباتات.1372. انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد



